مسافر

وبلاگ محمد جواد انصاری

مسافر

وبلاگ محمد جواد انصاری

بهتر بنویسیم

مقدمه

بهتر نویسی آرزوی هرکسی است که دستی به قلم دارد و خواستار گفت گوی نوشتاری با دیگران است؛ که برای دستیابی به چنین هدفی باید 4 مسأله به خوبی مورد بحث و بررسی قرار گیرد :

1-  اولین مسأله مهم در امر نویسندگی  ، شناخت زیر بناها و زیر ساخت های نرم افزاری نوشته و نویسنده است ، چرا که نوشتن همچنانکه محتاج سخت افزار (لوازم التحریر) است ، آمادگی های نرم افزاری هم می خواهد .

2-  دومین مسأله مهم در امر نویسندگی ، درست نویسی و برحذر بودن از اشتباهات املایی و انشایی و نیز آگاهی یافتن به درستی و سستی نوشته است .

3-  سومین قدم مهمی که در راه بهتر نویسی باید آموخت ، شناخت روش های ساده نویسی است و همچنین دور شدن ِ از هرگونه دشواری و پیچیدگی است در راه انتقال مفاهیم و متن به مخاطب .

4-  و در نهایت آخرین قدمی که ما را در راه بهتر نویسی کمک می کند ، یادگیری راه های زیبا نویسی و مواضع استفاده به جا و صحیح از آرایه های ادبی می باشد .

مقدمه ای که از نظر گذشت ، خلاصه ای بود از پیشگفتار کتاب بهتر بنویسیم تألیف رضا بابایی .

. . . . . . . . . . . . . . . . . .

در سال تحصیلی 93-1392 کتاب ِ محور در انجمن شعر و ادب حوزه تویسرکان ، کتاب مذکور بود که فصل اول آن با عنوان پایه های نظری و نرم افزاری قلم ، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت که در ادامه خلاصه ای از مطالب کتاب ، تقدیم شما خواهد شد .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الف - نوشتن آفرینش است و مانند هر آفریده ای نیاز به چهار علت فاعلی ، مادی ، غایی و صوری نیازمند است . علت فاعلی نویسنده است که باید از ذوق و تجربه کافی برخوردار باشد . علت مادی ، اطلاعات و تخصص نویسنده است . علت غائی مخاطب یا خواننده است . علت صوری نیز ، موازین روساختی نوشتار است . از این علت های چهارگانه ، 3 علت فاعلی ، مادی و غائی در این فصل (فصل 1) بررسی می شود . علت صوری نیز در 3 فصل بعد مورد بررسی قرار خواهذ گرفت .

ب - در قدیم نویسنده به کسی اطلاق می شد که در یکی از انواع داستان دستی داشت اما در تقسیم بندی دیگری که هر روز پذیرفتنی تر می شود نویسنده معنایی عام تر می یابد . در این معنای فراگیر ، نویسنده در مقابل مؤلف قرار می گیرد و مؤلف یعنی کسی که بیش از فرم و قالب به محتوای اثر خود می اندیشد ، اما نویسنده کسی است که ساختار اثر و بافتار زبانی آن ، به اندازه محتوا _ نه بیش از آن _ ذهن و ضمیر او را به خود مشغول می دارد . در حقیقت سلطان شگرف نویسنده ای است که سیرت گرایی او را از صورت گری باز نمی دارد و راستگویی را جانشین آراستگی نمی کند ؛ که این دو پادشاهانی نیستند که در یک اقلیم نگنجند .

ج - زیر ساخت ها و لوازم نرم افزاری تحریر که هر نویسنده ای برای بهتر شدن نوشته اش باید آن هارا مراعات کند :

یک – ذوق و استعداد درونی :

1-

ذوق باید تا دهد طاعات بر      مغز باید تا دهد دانه شجر

      دانه بی مغز کی گردد نهال       صورت بی جان نباشد جز خیال

2 – ذوق را اگر بتوان تعریف کرد شاید اینگونه باشد : « دریافتی درونی و ذهنی که به وسیله آن ، مزیت اثری بر اثری دیگر ادراک می شود یا توان درک یا خلق اثری ادبی یا هنری »

3- تعریف ذوق همین باشد یا هرچه که باشد باید بپذیریم هرکس استعدادی ویژه در کار یا هنری خاص دارد و وقتی استعدادی خاص را به کسی نسبت می دهیم به این معناست که همگان به یکسان از آن برخوردار نیستند ؛ وگرنه نسبت دادن آن به شخصی و سلب آن از دیگری معنا ندارد . به قول مولوی :

هرکسی را بهر کاری ساختند       میل آن را در دلش انداختند

4- ذوق یا استعداد مادر زاد همان میلی است که اگر در دلی افتد ، کار ساز است . اگر یکی شاعر است و دیگری جبر ومثلثات می داند و آن دیگری خط را خوش می نویسد همگی به مدد ذوق و استعدادی ویژه است .

اگر کارسازی آن را در علوم و فنون بتوان انکار کرد یا بی اهمیت نشان داد ، در هنر نمی توان .

ذوق برای هنر همچون آب برای ماهی یا هوا برای پرواز است . آری هیچ کس استعداد فطری را کافی نمی داند ، اما کسی هم نمی تواند بود و نبودش را یکسان بشمارد .  

5- نویسنگی هنر است ومانند همه هنر ها موقوف استعداد ویژه و ذوق خداداد . کوشش و تمرین و تکرار با همه آثار و اثماری که دارد ، جای ذوق و استعداد را به کمال نمی گیرد . استعداد و شایستگی فطری ، همان دولتی است که بی خون دل آید به کنار .

6 -از منظر ذوق و قریحه ؛ قلمزنان را به سه گروه می توان تقسیم کرد : واجد ذوق ، فاقد ذوق و بینابین .

واجدین باید بکوشند که این نعمت بزرگ را حرمت گذارند و معطلش نگذارند . نیز باید بدانند که آنچه دارند ، آنان را بی نیاز از  آنچه باید داشته باشند نمی کند .

گروه دوم (فاقدان) نخست باید بدانند که ندانستن استعداد ویژه در هنری ؛ به معنای بی استعدادی در دیگر هنر ها نیست . همچنین بر آنان است که سعی و عمل را وا نگذارند و بدانند که هیچ صدایی در این کوه بی بازگشت نیست .

در نویسندگی ، کوشش و کارورزی ، قلم را پخته و روان می کند حتی اگر هیچ بهره ای از استعداد مادر زاد در نویسنده نباشد . روانی و پختگی نثر ، یکسره موقوف ذوق خداداد نیست ؛ اکنون به مدد همت و صنعت ، زمین نامساعد را از گل و گیاه می پوشانند .

گروه سوم کسانی اند که استعدادی در نوشتن دارند . برخورداری اینان از این موهبت خداداد چندان نیست که از تمرین و کوشش  بی نیاز باشند ؛ چنان هم نیست که بی زحمت و اکتساب به جایی برسند . اینان را راهی هموار در پیش است و بختی بلند پیش رو .
7 - راه های پرورش  وافزایش ذوق  بسیار است و البته برخی نا مشروع و نا هنجار مانند آلودگی به انواع مسکرات و مخدرات که باید از آنها برحذر بود . استفاده از این گونه راهها باعث از دست رفتن بسیاری از سرمایه های مادی و معنوی نویسنده می شود و تنها چیزی که برای وی ممکن است به ودیعت بگذارد ، نوزاد ناقص الخلقه ای بیش نیست که هرگز نمی بالد و اگر ببالد ، چندان نمی پاید . به قول حافظ : این کلاه دلکش ، به ترک سر نمی ارزد .

8 – راه های سالم و بهداشتی تشحیذ ذوق ، اندک نیست و شاید بهترین و مؤثر ترین آنها ملاقات نزدیک و دائمی با آفرینش های هنری دیگران است اعم از هنر های دیداری و شنیداری و جز آنها .

بیفزاییم که  مطالعه دیوان بزرگان ادب پارسی ، همراه با شروح معتبر ، افزون بر ذوق افزایی ، زبان را قدرتمند و پاکیزه می سازد . و کمترین ارمغان شعر برای قلم نویسندگان ، واژه است .

در ادامه ؛ نویسنده به بیان پاره ای از فواید شعر خوانی مستمر می پردازد – مانند ذوق بخشی ، غنای واژگانی ، آشنایی با ساختمان های متفاوت و متنوع جمله سازی ، مهارت یابی در استخدام صنایع ادبی زبان فارسی – که به دلیل اختصار به همین میزان اکتفا می شود .

 

دو - تجربه 

1- رکن دوم نویسندگی تجربه است و تجربه نویسندگی از دو راه حاصل می آید : خواندن و نوشتن .

2- نوشتن از آن رو که هنر است ، محتاج استعداد ویزه یا همان ذوق است ، اما در فن یا صناعت بودن آن نیز نباید شک کرد ، پس تجربه را نیز لازم دارد . در دوره تجربه اندوزی یا کار ورزی ، توصیه های  زیر کارآمد است :

1-  مدتی باید برای خود نوشت و برای پاره کردن و دور ریختن . آن که از ابتدا برای دیگران و به قصد انتشار می نویسد ، فرصت طلایی آموزش را از خود گرفته است . راز زیبا نویسی در آسان گیری و بسیار نویسی است .

2-  به طور معمول ، همه تحصیل کردگان باید در درس انشای مدارس یا آیین نگارش دانشگاه ها تجربه های اولیه را برای نوشتن آموخته باشند ، اما متأسفانه چنین نیست و باید برای رفع این مشکل بزرگ فکری کرد ؛ نه این که یادگیری این تجربه های اولیه را تا هنگام کار های جدی و در وقت تألیفات اصلی به تأخیر انداخت . چرا که تجربه اندوزی ، اگر به هنگام و در وقت خود نباشد ، راه قله پیمایی را بر رهرو می بندد و او را وادار به گشت و گذار در تپه ماهور های نزدیک می کند .

3-  کار نیکو کردن از پر کردن است . هیچ صاحب فنی ، بی تکرار و تمرین در فن خود ، درجه و مقامی نیافته است . باید زیرکانه مترصد بود و همیشه برای خود موجبات نوشتن را فراهم کرد و اگر ضرورتی نیافتیم ، در پی بهانه باشیم .

4-  در هیچ فنی ، تجربه اندوزی حد و مرز ندارد ؛ اما فنون و صناعاتی را می توان نام برد که میزان معینی از تجربه ، صاحب فن را بر کار خود چیره می کند و پس از آن تجربه های جدید برای او ضورت شغلی ندارد . نویسندگی دارای چنان قواعد جدی و ثابتی نیست که طالبان این فن گمان برند تمام عمر خود را باید صرف فراگرفتن آن اصول خشک و دل آزار کنند و به سبب بیم از درازی راه و دشواری شرایط ، جرئت پیش رفتن را از دست بدهند و ناامید و پشیمان شوند .

 

سه – مطالعات روز آمد و متنوع 

1- کسی که نمی خواهد به مؤلف بودن بسنده کند و خواهان آن است که علاوه بر عنوان مؤلف ، شایستگی های یک نویسنده را نیز داشته باشد ، باید افزون بر مطالعات تخصصی ، در حوزه ها و قلمرو های دیگر نیز مطالعه یا حتی دست داشته باشد . نوشتن ، می تواند و بلکه باید تخصصی باشد ؛ اما خواندن چنین بایدی ندارد . به هر روی ، نویسندگان ، گروهی از مؤلفان اند که گرایش های متنوع مطالعاتی دارند ؛ اگرچه ممکن است جز در یک شاخه علمی یا فرهنگی ننویسند .

...

چکیده نویس : محمد جواد انصاری ، خرداد 1393 ، حوزه علمیه تویسرکان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی