مسافر

وبلاگ محمد جواد انصاری

مسافر

وبلاگ محمد جواد انصاری

امامی که غائب باشد ؛ چه فائده ای دارد❓ 

🔸این پرسش بارها در زمان معصومین علیهم السلام ( پیش از حضرت مهدی ) مطرح شده و ایشان نیز طبق درک و فهم مخاطبان پاسخ داده‌اند که از جمله آنها پاسخ معروفی است که آن حضرات انتفاع از آن حضرت را در این دوران به بهره بردن از خورشید پشت ابر تشبیه کرده‌اند .

🔸با مراجعه به کتاب‌های مربوط به امامت به دو تفسیر بر امامت پی میی بریم :

۱ تعریف کلامی : مطابق این تعریف ، امامت ریاستی است بر عموم ، توسط یکی از اشخاص در امور دین و دنیا .

۲ تعریف فلسفی ـ عرفانی : مطابق این تعریف، امامت منصبی است الهی همانند نبوت ، و بین این دو ( امامت و نبوت ) هیچ فرقی جز وحی نیست . امامت استمرار تمام وظائف نبوت جز تحمل وحی الهی است ، و نیز نوعی تصرّف است در باطن و نفوس افراد برای رساندن آنها به کمال مطلوب .

مطابق این تعریف ، ریاست در امور دین و دنیا ، شأنی از شؤون امامت به این معناست . 

و این همان معنایی است که شیعه دوازده امامی به آن ملتزم است ، لذا امامت را به این جهت جزء اصول دین به حساب آورده و آن را از نبوّت بالاتر می داند.

🔸علامه طباطبایی در این باره می فرماید : 

🔸امامت حقیقتی ورای مقام اطاعت یا ریاست دین و دنیا یا وصایت و خلافت و جانشینی در روی زمین به معنای حکومت بین مردم است .

🔸عمق معنای امامت نزد ایشان به این است که امامت ، هدایتی باطنی بوده که همان ولایت بر مردم و کردار آنان است و این هدایت باطنی جز رساندن به مطلوب نیست .

▪️متکلمین بر ضرورت معنایی که برای امامت ذکر کرده اند به ادله‌ای از قبیل : قاعدة لطف ، لزوم حفظ شریعت و تبیین دین خداوند استدلال کرده‌اند ، که به طور عمده با حضور امام در بین مردم تأمین می‌شود .

▪️اگر اشکال شود که این لطف چگونه با غیبت حضرت سازگاری دارد؟ در پاسخ باید بگوییم :

1⃣ اولا امام زمان عجّل الله فرجه حافظ کلی شریعت است و از اتفاق بر باطل جلوگیری می‌کند .

2⃣ ثانیاً : الطاف خداوند درجه‌های گوناگونی دارد که هنگام تزاحم ، آنچه که لطف بیشتری دارد مقدّم می‌گردد و لذا اگر چه با حضور امام ، مردم به الطافی افزون‌ترخواهند رسید و از حضور او بهره‌مند خواهند شد ، ولی لطف غیبت او مهمّ‌تر است .

▫️درباره تفسیر دوم برای امامت که همان تفسیر عرفا و نیز تفسیر علامه طباطبایی رحمةالله علیه است ، جای هیچ گونه اشکالی در باره غیبت امام نیست ؛ 

زیرا بنا بر آن تعریف ، امامت حقیقتی است که امام به جهت قابلیت‌هایی که پیدا کرده ، می‌تواند در نفوس انسان‌ها تصرف کرده و آنها را به سرمنزل مقصود برساند .

▫️معنایی که علامه طباطبایی ره برای امامت بیان کرده اند ، با غیبت او نیز سازگاری بیشتری دارد ، و امام مهدی عجّل الله فرجه در عصر غیبت نیز این تصرفات را می‌تواند انجام دهد که در طول دوران غیبت چنین هدایت‌هایی را فراوان داشته ایم . 

🔸بنابراین به هر دلیلی که امام غائب شده باشد ، بخشی از فلسفه وجودی او در هاله پنهان‌زیستی قرار می‌گیرد و مردم از او محروم می‌شوند و آن بخش ،  مباشرت او در هدایت ظاهری است ، ولی هدایت معنوی او ( چه با واسطه و چه بی واسطه ) به حال خود باقی است . 

🔊 کانال یادی از امام مهدی عجّل الله فرجه 

https://telegram.me/joinchat/BSmUWDu9hu3KLhZnRK_r5g

@imammahdi59

  • محمد جواد انصاری

دلیل عقلی و تقسیم آن در کلام 

محدّث مرحوم سید تعمت الله جزائری رحمت الله علیه

الدّلیل العقلی ینبغی تقسیمه الى اقسام ثلاثة :

سزاوار است ، دلیل عقلی بر سه قسمت تقسیم شود : 

الأول کان بدیهیا ظاهرا فی البداهة و لا یعارضه آخر مثل الواحد نصف الأثنین و ما فی درجته من البدیهیات.

1- دلیلی که بدیهی می باشد و بداهت آن بسیار ظاهر است و دلیل دیگری با آن تعارض ندارد .

مانند این قضیه که 1 نصف 2 می باشد و یا کل بزرگتر از جزء می باشد و همه بدیهیات هم رتبه با این دو قضیه .

الثانی ما کان دلیلا عقلیا نقلی الّا انّ ذلک العقلی قد تعاضد مع نقلی آخر فهذا ایضا یترجّح على الدّلیل النّقلی عند التّعارض و لکنّ التعارض فی الحقیقة انّما هو بین النقلیات، و ذلک کما دلّ الدلیل العقلی على انّه تعالى لیس فی مکان، و دل قوله تعالى الرحمن على العرش استوى، على المکان ظاهرا فیجب ترجیح ذلک العقلی لتأیّده بالنّقلیات الدالة على انّه تعالى منزّه عن الکون و المکان.

2 – یک دلیل عقلی و یک دلیل نقلی ، که یکدیگر را یاری می کنند . اینگونه دلیل عقلی نیز هنگام تعارض ، بر دلیل نقلی دیگر ترجیح داده می شود . ولیکن تعارض در حقیقت بین دو دلیل نقلی است ( دلیل نقلی معاضد و دلیل نقلی معارض ) مانند جایی که دلیل عقلی اثبات می کند که خداوند در هیچ مکانی قرار نمی گیرد و سخن خداوند تعالی که در قرآن می فرماید : « الرحمن علی العرش استوی : خدا بر بالای عرش ایستاده است » مکان دار بودن خداوند را می رساند ( تعارض یک دلیل عقلی با یک دلیل نقلی ) در اینجا لازم است دلیل عقلی را بر دلیل نقلی ترجیح دهیم . ( منزه بودن خداوند از مکان ) زیرا دلائل نقلی فراوانی که خداوند را از مکان داشتن منزه می دانند مؤیّد این دلیل عقلی هستند .

الثالث ما تعارض فیه محض العقل و النقل من غیر تأیّد بالنّقل فهذا لا نرجّح فیه العقل بل نعمل بالنقل و لا تستغرب مثل هذا فانه مدلول الأخبار الصحیحة الصّریحة فیه، و ذلک انّهم علیهم السّلام قد نهوا عن الأعتماد على العقول لأنّها ضعیفة لا تدرک الأحکام و لا عللها 

3 – مواردی که دلیل عقلی خالص با دلیل نقلی خالص ( یعنی : همه دلائل نقلی ) تعارض می کند و دلیل نقلی دیگری ، دلیل عقلی را تأیید نمی کند ، در چنین مواردی دلیل عقلی را ترجیح نمی دهیم بلکه به دلیل نقلی عمل می کنیم . از این سخن شگفت زده مباش زیرا روایات و احادیث صحیح با صراحت تمام ، همین را می رساند ؛ زیرا معصومین علیهم السلام از تکیه کردن به عقل در مباحث دینی نهی کرده اند و فرموده اند عقل ضعیف است و احکام دینی و علت های آن را درک نمی کند .

و ما حصل محققوا أصحابنا رضوان اللّه علیهم دلائلهم العقلیة الّا بسبب ورود النّقل بمضمونها فأیّدوا النقل بذلک‏ الدلیل لکنّهم فی کثیر من المواضع یهملون مثل هذا و یعوّلون على العقل و یطرحون النّقل لأجله .

و اگر محققین از اصحاب ما (شیعه) نیز در پی یافتن دلائل عقلی بوده اند بدین منظور بوده است که دلیلی نقلی نیز مضمون آن دلیل عقلی را تأیید می کرده است پس آن ها نیز دلیل نقلی را به وسیله دلیل عقلی تأیید می کردند . اما در بسیاری از موارد در این دیدگاه خویش کوتاهی و غفلت کرده اند ؛ و به دلیل عقلی تکیه کرده و دلیل نقلی را به خاطر تعارض با آن رها کرده اند . 

از کتاب انوار النعمانیة مرحوم سید نعمت الله جزائری رحمة الله علیه

شرح عکس : 

مقبره سید نعمت الله جزایری

مقبره سید نعمت الله جزایری

 لرستان

 پلدختر

در جنوب پلدختر مقبره ای بشکل هشت ضلعی است که هر ضلع ان 5/1 متر می باشد . ساختمان آن با آجر و گچ ساخته شده است . ارتفاع گنبد آن 5/5 متر میباشد .

ساختمان آن در سال1302 ه.ق ساخته شده است .

اصل بقعه متعلق به سید نعمت الله جزایری است که در سال 1112 ه.ق فوت نموده اند.

  • محمد جواد انصاری

عنوان درس : اصول قطعیه

استاد : حضرت آیت الله سیّدان

بررسی و تبیین اصول و مبانی قطعی توحید و خداشناسیِ مذهب تشیع

جهت شناخت تمایزات و اختلافات معارف وحیانیِ پیشوایان شیعه در مقابل آراء و افکار بشری

چکیده توسط محمّد جواد انصاری

www.mosafer8325.blog.ir

اصل اوّل : اصل لم یلد و لم یولد (قسمت دوم )

سوره توحید ؛ آیه 3

لینک صوت :

www.seyyedan.com/audios/50

التوحید ( للشیخ الصدوق) ؛ ص90

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ . . .

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقَالَ‏ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقَالَ‏ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ. وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ

لَمْ یَلِدْ لَمْ یَخْرُجْ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ کَثِیفٌ کَالْوَلَدِ وَ سَائِرِ الْأَشْیَاءِ الْکَثِیفَةِ الَّتِی تَخْرُجُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ

وَ لَا شَیْ‏ءٌ لَطِیفٌ کَالنَّفْسِ وَ لَا یَتَشَعَّبُ مِنْهُ الْبَدَوَاتُ کَالسِّنَةِ وَ النَّوْمِ . . .

تَعَالَى أَنْ یَخْرُجَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ وَ أَنْ یَتَوَلَّدَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ کَثِیفٌ أَوْ لَطِیفٌ 

وَ لَمْ یُولَدْ لَمْ یَتَوَلَّدْ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ لَمْ یَخْرُجْ مِنْ شَیْ‏ءٍ کَمَا یَخْرُجُ الْأَشْیَاءُ الْکَثِیفَةُ مِنْ عَنَاصِرِهَا کَالشَّیْ‏ءِ مِنَ الشَّیْ‏ءِ والنَّبَاتِ مِنَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ مِنَ الْیَنَابِیعِ . . .

وَ لَا کَمَا یَخْرُجُ الْأَشْیَاءُ اللَّطِیفَةُ مِنْ مَرَاکِزِهَا کَالْبَصَرِ مِنَ الْعَیْنِ وَ السَّمْعِ مِنَ الْأُذُنِ والْمَعْرِفَةِ وَ التَّمَیُّزِ مِنَ الْقَلْبِ‏ وَ کَالنَّارِ مِنَ الْحَجَرِ . . . 

ترجمه 

اهل بصره از امام حسین علیه السلام درباره تفسیر کلمه «صمد» پرسیدند . حضرت سید الشهدا علیه السلام بعد از آنکه به نکات مهمی درباره قرآن اشاره کردند به تفسیر کلمه صمد پرداختند و فرمودند :

« . . . و بدرستی که خداوند سبحان «صمد» را در کتابش تفسیر فرموده ، چرا که فرموده : « الله أحد ، الله الصمد » آنگاه صمد را تفسیر فرموده پس گفته : « لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد » و مراد از « لم یلد : کسی را به دنیا نیاورده » یعنی : شیئی که مادّی بوده مانند فرزند و نیز سایر اشیائی که ثقیلو مادّی بوده از خداوند سبحان متولد ( خارج ) نمی شود . و نیز شیئ لطیف مانند روح نیز از او صادر نمی شود و همچنین بدوات : یعنی آن چه بر انسان عارض یا از او صادر می شود مانند چُرت و خواب و غم و اندوه و سُرور و خنده از او صادر نمی شود .و نیز خداوند سبحان از چیزی متولد نشده و صادر نگردیده کما اینکه در اشیاء مادی اینگونه است مانند خروج چیزی از چیزی ، و خروج نباتات و روئیدنی ها از زمین و ... نیز خداوند متعال اینگونه نیست که مانند امور لطیفه ای باشد که از مبدأ خودشان صادر می شوند مانند رؤیت از چشم و شنیدن از گوش و . . .

نه ، خداوند متعال به هیچ یک از این امور نمی ماند بلکه او – تبارک و تعالی – صمدی است که نه از چیزی متولد (خارج) شده و نه در چیزی قرار دارد و نه بر چیزی استوار است بلکه او پدیدآورنده ابتدائی و خالق موجودات و ایجاد کننده آنان است . . . »

سعادت جاوید در معارف توحید / شرح توحید شیخ صدوق / محمد رضا کریمی / ج 3 / ص 59 - 61

  • محمد جواد انصاری


مجالسِ إحیاءِ امرِ اهل بیت علیهم السلام

ﺍﻣﺎﻡ هشتمِ شیعیان ، علی بن موسی الرضا علیه السلام در ضمن حدیثی می فرمایند :

«ﻫﺮﻛﺲ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺴﻰ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ،  ﺍﻣﺮ ما ﺍﺣﻴﺎء ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ،

ﺩﻟﺶ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻯ ﻛﻪ ﺩﻟﻬﺎ ﻣﻰ ﻣﻴﺮﻧﺪ ، ﻧﻤﻰ ﻣﻴﺮﺩ »

امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و السلام

« ﻣَﻦْ ﺟَﻠَﺲَ ﻣَﺠْﻠِﺴﺎً ﻳُﺤْﻴﻰ ﻓﻴﻪِ ﺍَﻣْﺮُﻧﺎ ﻟَﻢْ ﻳَﻤُﺖْ ﻗَﻠْﺒُﻪُ ﻳَﻮْﻡَ ﺗَﻤُﻮﺕُ ﺍﻟْﻘُﻠُﻮب » 1

دانلود pdf نوشتار 

ترجمه و شرح حدیثیِ روایت فوق :

1 مرگ قلب ها ( ﻟَﻢْ ﻳَﻤُﺖْ ﻗَﻠْﺒُﻪُ ) یعنی مرگ انسانیت

خاستگاه انسانیت انسان ، و میقاتی که انسان از مرز های حیوانیت خارج می شود ، و پا به مرز انسانیت می گذارد ، قلب است . قلب اگر مُرد ، و از کار افتاد ، انسانیت انسان مُرده و از کار افتاده است . 2

« . . . لهَُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بهَِا . . . أُوْلَئکَ کاَلْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ . . . » اعراف /179

« آنان قلب هایی دارند که با آن حقایق را درک نمی کنند . . . اینگونه آدمها مانند چهارپایانند ، بلکه گمراه تر . . . »

توضیح : عوامل « قساوت قلب »  و سخت شدن دلْ بسیار است . عواملی که در نهایت باعث می شوند قلب از کار بیفتد و بمیرد .

در حدیثی امام صادق علیه السلام می فرمایند : « هیچ چیز بیشتر از گناه دل ها را تباه نمی کند « ما مِن شیئٍ أفسَدَ لِلقلوبِ مِنَ الخَطیئَة » . قلب آدمی به گناه می گراید ، و گناه همواره با قلب دست و پنجه نرم می کند تا بر دل چیره می گردد ( و انسان مرتکب گناه می شود ) ، و اینگونه است که دل زیر و رو می شود ( و فاسد و سنگواره و حیوانی می گردد )  » 3

! البته باید توجه داشت که منظور از کلمه یوم در جمله « قلبش در روزی که دلها می میرند ، نمیرد » ممکن است اشاره به مرگ قلب در عالم دنیا باشد یا عالم آخرت و یا هردو .  

2 چگونگیِ احیاء امر اهل بیت علیهم السلام  ( ﻳُﺤْﻴﻰ ﻓﻴﻪِ ﺍَﻣْﺮُﻧﺎ )

شیخ صدوق قمی رحمة الله علیه از عبدالسلام صالح هروی روایت کرده است که

حضرت رضا علیه السلام فرمود :

« خداوند رحمت نماید بنده ای را که امر ما را زنده نماید . » ( راوی می گوید ) به ایشان عرضه داشتم که او چگونه امر شما را احیا می کند ؟

فرمودند : « علوم ومعارف ما را می آموزد و به دیگران تعلیم می دهد . پس به درستی که اگر مردم از زیبایی ها ومحاسن کلام ما با خبر بشوند ، حتماَ پیرو ودوستدار ما خواهند شد » 4
امام علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و السلام

« رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا ، فَقُلْتُ لَهُ : « فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ ؟ »

قالَ: « یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا »

توضیح : با توجه به احادیث شماره 1 و 2 ، معنای حدیث به خوبی روشن می شود . امام رضا علیه السلام شیعیان را به برپایی محافلی دعوت می کند که در آن ، علوم اهل بیت علیهم السلام را بیاموزند و به دیگران تعلیم دهند . و آن را مایه نجات قلب انسان از مرگ و خموشی می داند .

البته باید توجه داشت که در زبان أئمه شیعه علیهم السلام ، هم یادگیری علوم شرایطی دارد و هم تبلیغ علوم اهل بیت علیهم السلام .

3 چگونگیِ یادگیری علوم اهل بیت علیهم السلام ( یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا )

امام امیرالمؤمنین على علیه السلام

« پست‏ ترین علم آن است که بر زبان بماند ( و به کار بسته نشود ) ، و برترین علم آنکه در اندامها و ارکان بدن آشکار شود (و به عمل درآید ) . » 5

الامام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام

« اوضع العلم ما وقف على اللّسان ، و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان »

 

4 چگونگیِ آموزش و تعلیم علوم اهل بیت علیهم السلام به دیگران ( یُعَلِّمُها النّاسَ )

1 امام صادق علیه السلام

« مردمان را تبلیغ کنید، اما نه با گفتار بلکه با کردار، تا ببینند که شما خود اهل پرهیزپیشگى و کوشش و نماز و عبادت و کار نیکید .  تبلیغ واقعى این است.»

الامام الصادق علیه السلام

«کونوا دعاة للنّاس بغیر ألسنتکم، لیروا منکم الورع‏  و الاجتهاد، و الصّلاة و الخیر، فإنّ ذلک داعیة »

2 امام صادق «ع»:

« عالم که به علم خود کار نکند، پند او چنان از روى قلبها مى‏لغزد و فرو مى‏افتد که دانه باران از تخته سنگ هموار صاف. » 7

الامام الصادق «ع»: إنّ العالم اذا لم یعمل بعلمه، زلّت موعظته عن القلوب، کما یزلّ المطر عن الصّفا.

 

منابع :

1 عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج‏1 ، ص293

2 الحیات ، ج 7 ، ص 250

3 الحیات ، ج 7 ، ص 275

4 معانی الاخبار ، ج1 ، ص 174

5 الحیاة ، ترجمه احمد آرام ، ج‏1، ص201

6 الحیاة ، ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص210 و «وسائل» ج 11، ص 194

7 همان و منیة المرید ، 48

--------------

توضیح تصویر : 

جلسه درس خارج فقه مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی در مسجد اعظم قم

« و ما توفیقی إلا بالله »

محمد جواد انصاری

خرداد 1395

www.mosafer8325.blog.ir

  • محمد جواد انصاری

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و خیر الصلاة و السلام علی خیر خلقه ، حبیب اله العالم أبی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین و اللّعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن الی یوم الدین .

عنوان درس : اصول قطعیه

استاد : حضرت آیت الله سیّدان

بررسی و تبیین اصول و مبانی قطعی توحید و خداشناسیِ مذهب تشیع

جهت شناخت تمایزات و اختلافات معارف وحیانیِ پیشوایان شیعه در مقابل آراء و افکار بشری

چکیده توسط محمّد جواد انصاری

www.mosafer8325.blog.ir

دانلود چکیده : درس اول ، بخش اوّل

  • محمد جواد انصاری

    عقل گرایى در فقه شیعه

  محمّد جواد انصاری 

حوزه علمیه تویسرکان

خرداد 1395

هرکه اندک آشنایی با قرآن و حدیث داشته باشد با کلمه عقل ، تعقّل و مترادفات و مشتقات این دو ، بارها و بارها مواجه شده است به گونه ای که از تکرارِ اینگونه کلمات ، دست کم ،  می تواند این نتیجه را بگیرد که فراوانیِ استعمال این کلمات در قرآن و حدیث ، امری تشریفاتى نیست تا تعامل عقل با شرع به هیچ انگاشته شود .  بلکه شارع از به کار بردن  این دو کلمه و موارد مشابه آنها ، غرض و هدفی داشته است .

در کتاب تحف العقول این حدیث در بخش کلمات مربوط به امام کاظم علیه السلام ذکر شده است که « ای هشام ! خداوند دو حجّت برای بندگان قرار داده که یکی از آنها حجّت ظاهری و دیگری حجّت باطنی است . حجّت ظاهری پیامبران و رسولان الاهی هستند و حجّت باطنی عقل های آدمیان اند » [1]

    امام صادق علیه السلام ، نیز  می فرماید :

« اگر حدیثى را درست بفهمى , بهتر است از هزار حدیث که فقط آن را نقل کنى ; و کسى به مقام فقاهت و فهم دین نمى رسد ,  مگر آن که ناهمخوانى هاى سخنان ما را دریابد » [2]

    و  امام باقر علیه السلام فرموده است :

« با فهم سخنان ما , پیروان اسلام به عالى ترین مراتب ایمان مى رسند » [3]

  • محمد جواد انصاری

پیامبراسلام صلی الله علیه واله :
هرکس بمیرد درحالی که امام زمان خویش را نشناخته باشد ؛

به مرگ جاهلیت مرده است .

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

آیت الله العظمی وحید خراسانی مد ظله العالی

دعوت همگانی برای دعای فرج در شب نیمه شعبان

آیت الله العظمی وحید خراسانی مد ظله العالی در پایان درس خارج اصول روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۹۵ همگان را به خواندن دعای فرج در ساعت ۱۱ شب نیمه شعبان دعوت کردند.

  • محمد جواد انصاری

اختتامیه انجمن شعر و ادب فارسی

حوزه علمیه تویسرکان سال تحصیلی1392- 1393

بسمه تعالی

« اگر علم یک سلاح است و نویسندگی نوعی جهاد فرهنگی ، پس باید مجهز شد ، شیوه استفاده از این سلاح را آموخت ، سلاح را به روز و کارآمد ساخت ، دشمن را شناخت و به جا وارد میدان شد . » جواد محدثی

یکی از مهمترین ابزار های تبلیغی ِدین ، نوشته وکتاب است زیرا هم وسیله ارتباطِ بین انسان های یک اجتماع و آموزش فرهنگ و اندیشه به آنها می باشد و هم ابزاری برای تبادل فرهنگ و اندیشه بین انسان های جوامع مختلف و هم رابط بین نسل های گذشته و امروز و فردای تاریخ بشری است . یکی از امتیازات ِ برجسته مذهب تشیع نیز ، فراوانی ِ نوشتار ها و کتاب های غنی و پرمحتوایی است که عالمان ِتشیع در علوم مختلف نظیر تفسیر ، حدیث ( جوامع حدیثی ، موضوعی ، رجالی و . . . ) ، فقه و اصول ، کلام ، فلسفه ، تاریخ ، ریاضیات ، طب ، عرفان ، اخلاق و . . . نگاشته اند که هم مورد استفاده هم عصران خویش بوده و هم ارمغانی راهگشا برای نسل های آینده .

امروزه نیز می بینیم یکی از نیاز های اساسی و بنیادین حوزه های علمیه تربیت نویسندگان مذهبی ِ متعهد می باشد که با توجه به شرایط زمان و کمی ِ نوشته های متناسب با ادبیات و زبان معاصر ، این نیاز در قرن معاصر بیشتر احساس می شود .

در همین راستا ( و برای رسیدن به اهداف مذکور ) در سال تحصیلی 1392-93 به پیشنهاد مدیریت محترم حاج آقای خدابنده لو و همکاری طلابِ جوانِ علاقمند به  شعر و ادبیات  ( محمد رضا رحمتی ، محمد جواد انصاری ) – انجمنی در حوزه علمیه تویسرکان به نام انجمن شعر و ادب فارسی تأسیس شد .

هر چند با ...

  • محمد جواد انصاری

چکیدۀ مقدمه و قسمتی از فصل اول

کتاب بهتر بنویسیم تالیف رضا بابایی

مقدمه

بهتر نویسی آرزوی هرکسی است که دستی به قلم دارد و خواستار گفت گوی نوشتاری با دیگران است؛ که برای دستیابی به چنین هدفی باید 4 مسأله به خوبی مورد بحث و بررسی قرار گیرد :

1-  اولین مسأله مهم در امر نویسندگی  ، شناخت زیر بناها و زیر ساخت های نرم افزاری نوشته و نویسنده است ، چرا که نوشتن همچنانکه محتاج سخت افزار (لوازم التحریر) است ، آمادگی های نرم افزاری هم می خواهد .

2-  دومین مسأله مهم در امر نویسندگی ، درست نویسی و برحذر بودن از اشتباهات املایی و انشایی و نیز آگاهی یافتن به درستی و سستی نوشته است .

3-  سومین قدم مهمی که در راه بهتر نویسی باید آموخت ، شناخت روش های ساده نویسی است و همچنین دور شدن ِ از هرگونه دشواری و پیچیدگی است در راه انتقال مفاهیم و متن به مخاطب .

4-  و در نهایت آخرین قدمی که ما را در راه بهتر نویسی کمک می کند ، یادگیری راه های زیبا نویسی و مواضع استفاده به جا و صحیح از آرایه های ادبی می باشد .

مقدمه ای که از نظر گذشت ، خلاصه ای بود از پیشگفتار کتاب بهتر بنویسیم تألیف رضا بابایی .

. . . . . . . . . . . . . . . . . .

در سال تحصیلی 93-1392 کتاب ِ محور در انجمن شعر و ادب حوزه تویسرکان ، کتاب مذکور بود که فصل اول آن با عنوان پایه های نظری و نرم افزاری قلم ، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت که در ادامه خلاصه ای از مطالب کتاب ، تقدیم شما خواهد شد .

چکیده نویس : محمد جواد انصاری ، خرداد 1393 ، حوزه علمیه تویسرکان

  • محمد جواد انصاری

تاریخ باید این صفحات خود را طی کند و برای مردم خودخواهش ثابت کند که انسان سازی و  مدیریت انسان ، کار هیچ یک از آنان نیست ،

تا یک انسان الهی به نام حضرت حجت بن الحسن عج را که نسخه دیگری از پدر بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است ، وارد عرصه حیات انسان ها نماید و طعم محبت ، مهربانی ، حق و عدالت را به آنان بچشاند . 

 

  • محمد جواد انصاری